بعد از شورش اعراب علیه عثمانی و همکاری با لورنس و آلنبی، اتفاقات، تمام و کمال آنطور که همهی اعراب انتظار داشتند، پیشنرفت. سَرِ شریف حسین، حاکم مکه و مدینه و به خصوص پسرش فیصل کلاه رفت. اعلامیه بالفور هم که فلسطین را به یهودیان میداد، با وعدهی انگلیس به اعراب و مسلمانان در تضاد بود. انگلیس به شریف حسین قول داد که یهودیان لطمهای به استقلال اعراب نمیزنند و شریف حسین هم باور کرد. اما عربستان به عبدالعزیز بن آل سعود داده شد. عراق به فیصل اول، سومین پسر شریف حسین، که شامات (سوریه) را میخواست رسید. اردن هم بعدهها به عبدالله یکم، دومین پسر شریف حسین داده شد؛ و این گونه بذرهای آسیای غربی فعلی، با همهی تناقضات و اختلافاتش، کاشته شد.
اولین نفر کامنت بزار
متنی ۶۷ کلمهای، بیشتر از صد سال یک منطقهی بزر...
تاریخ همواره در حال تکرار شدن است. صد سال پیش، ...
در دوران پرزرقوبرق پهلوی دوم، زمانی که ایران ق...
در عصر پهلوی دوم، جایی که سایهی تاج شاهنشاهی ا...
در عصر طلایی پهلوی دوم، زمانی که خیابانهای تهر...
اگر مصدق به آمریکا اعتماد نمیکرد، تاریخ ایران ...
داستان اعتماد به غرب داستان دور و درازیست. داست...
سوریه زمانی زمین بازی شوروی بود، و بعد یکی از ک...
در این اپیزود از آناکست میخواهیم وارد قصه ی عج...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است